تبليغاتX
دوستی و وفا


دوستی و وفا

محبت همه چیز را شکست می دهد و خود شکست نمیخورد .

<center><a href='http://night-skin.com/'><img src='http://night-skin.com/blogcode/tasvir-zibasazi/upimg/aviz/Night-Skin-Com-241.gif' border='0' alt='تصاویر زیباسازی نایت اسکین' /></a></center>سلام به دوستای خوبم که این چند وقت که من نبودم فراموشم نکردن و اومدن واسه م نظر گذاشتن خدا رو شکر کنکور هم دادم و راحت راحت شدم فقط باید منتظر نتایج باشم که از خدا جونم میخوام مثه همیشه کمکم کنه خب حال ازتون میخوام که یه لطفی کنید این داستانی رو که گذاشتم بخونید و برام نظرای قشنگتون رو بذارید بااااای.

--------------------------

در کنج اتاقش نشسته است

دل تنگ است،روزها و ساعت های زیادی میگذرد که او را ندیده است

سه سال،چهار سال،شاید 2 روز یا سه روز است که فکر میکند سالیان سال است که گذشته است نمیداند.......

شمار روزها از دستش خارج شده است

قار قار کلاغ ها را میشنود،عجیب است،چند روز است که کلاغ ها پشت پنجره اتاقش مینشینند و میگویند:قار قار...

از پشت شیشه به آنها نگاه میکند در دلش میگوید کاش اینها به او میگفتند....

چقدر دلش گرفته است،این بغض سنگین و کهنه هم گویا خیال شکستن ندارد کلافه شده است...

با خدایش در دل میکند:خدا جونم کلافه شدم میخوام مثل ابر بهار گریه کنم تا چه اندازه صبر.....

اما باز هم بغض در گلویش سنگینی میکند

مانند همیشه دست به قلم میگیرد و مینویسد شاید دلش کمی آرام گیرد اما باز هم فایده ای ندارد ..

چندین روز دیگر هم میگذرد …

صدای تلفن می آید،حوصله ی جواب دادن ندارد هر کسی هم در خانه به کار خود مشغول است تلفن فقط او را صدا میکند!

یواش یواش میرود که جواب بدهد:

الو بفرماید؟

سلام عزیزم چقدر دلم برات تنگ شده بود دیگه طاقت نیاوردم،خوبی؟

باورش نمیشد این خود اوست،اینجاست،خوشحال بود،حتما برای دیدنش می آمد...

بعد از صحبت با او به اتاقش رفت،بسوی پنجره،می خواست کلاغ ها را دانه و آب دهد یا بطریقی از آنها تشکر کند اما آنها دیگر رفته بودند...

آنها خبر دلتنگی اش را رسانده و رفته بودند... 

 

                               "مینا"

<center><a href='http://night-skin.com/'><img src='http://night-skin.com/blogcode/tasvir-zibasazi/upimg/aviz/Night-Skin-Com-193.gif' border='0' alt='تصاویر زیباسازی نایت اسکین' /></a></center>

نوشته شده در شنبه 11 تیر1390 ساعت 3:23 بعد از ظهر توسط مینا|

روزی یک زوج،بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند.آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختی شون رو) بفهمند.

سردبیر میگه:آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟

شوهره روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه:بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم،اونجا ...

برای اسب سواری هر دو،دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم.اسبی که من انتخاب کرده بودم خیلی خوب بود ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود.سر راهمون اون اسب ناگهان پرید و همسرم رو زین انداخت .

همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :"این بار اولته" دوباره سوار اسب شد و به راه افتاد.بعد یه مدتی دوباره همون اتفاق افتاد این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب انداخت و گفت:"این دومین بارت" بعد بازم راه افتادیم .وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت خیلی با آرامش تفنگشو از کیف برداشت و با آرامش شلیک کرد و اونو کشت.

سر همسرم داد کشیدم و گفتم :"چیکار کردی روانی؟ حیوان بیچاره رو کشتی!دیونه شدی؟"

همسرم با خونسردی یه نگاهی به من کرد و گفت:"این بار اولت بود...

نوشته شده در چهارشنبه 31 فروردین1390 ساعت 11:27 بعد از ظهر توسط مینا|

 آیا میدانستید که موي سطح بدن خرس‌هاي قطبي سفيد نيست، بلکه شفاف و بيرنگ است و بر اثر انعکاس نور، سفيد به نظر مي‌رسد؟

آیا میدانستید که  نهنگ آبي بزرگ‌ترين جانور روي زمين است، بزرگي قلب اين پستاندار غول پيکر به اندازه‌ي ماشين کوچکي است و رگ‌هاي آن به قدري بزرگ است که انساني به راحتي مي‌تواند درون آن شنا کند؟

 آیا میدانستید که علامت دلار ($) از ادغام دو حرف U و S ساخته شده است. (U.S. به معناي ايالات متحده‌ي امريکا)

آیا میدانستید که  در امريکا به ازاي هر نفر دو کارت اعتباري وجود دارد؟

آیا میدانستید که چشمان ما از بدو تولد هميشه يک‌اندازه هستند، اما بيني و گوش‌هاي ما هميشه رشد مي‌کنند؟


آیا میدانستید که خرگوش و طوطی تنها حیواناتی استند که بدون برگشتن به عقب پشت سر خود را ببینند؟

آیا میدانستید که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست ؟

آیا میدانستید که بدن انسان پنجاه هزار کیلومتر رشته عصبی دارد ؟

آیا میدانستید که چشم سالم انسان میتواند ده ملیون رنگ مختلف را ببیند و از هم دیگر جدا نماید ؟

آیا میدانستید اولين مردماني كه مس را كشف كرد ايرانيان بودند؟

آیا میدانستید اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند ؟

آیا میدانستید که فقط 11 درصد از جمعيت دنيا چپ دست هستند؟

آیا میدانستید که لاشخورها قادر به ديدن يك موش كوچك از ارتفاع 4 كيلومتري ميباشند؟

آیا میدانستید که اغلب مارها داراي 6 رديف دندان ميباشند؟

آیا میدانستید در برج ايفيل دو ميليون و نيم پيچ به کار رفته است؟

آیا میدانستید چين بيشتر از هر کشوری همسايه دارد، چين با سيزده کشور هم مرز است؟

نوشته شده در سه شنبه 16 فروردین1390 ساعت 10:54 بعد از ظهر توسط مینا|

سلام به دوستای خوبم چطورید؟خوش میگذره؟

یه بویی می آد!!!!!!!

به به بوی عیده..........

عیدتون مبارک

من که امسال مثلا کنکوری هستم و باید درس بخونم

راستی.....

خیلی آجیل و شیرینی نخوریدا چاق میشید جوش هم در میارید 

 یکی نیست به خودم بگه جلو شکمت بگیر 

خب دیگه امیدوارم به همه تون خوش بگذره و سال خوبی رو داشته باشید

 براتون یه شعر از حافظ میذارم امیدورام خوشتون بیاد....

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی                         از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن       که قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی

ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است          که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی                به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست       مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی

طریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن          کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی

سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی       که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست              مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی

می‌ای دارم چو جان صافی و صوفی می‌کند عیبش    خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی

جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع         که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی

به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم           بیا ساقی که جاهل را هنیتر می‌رسد روزی

می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش              که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی

نه حافظ می‌کند تنها دعای خواجه تورانشاه             ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی

جنابش پارسایان راست محراب دل و دیده              جبینش صبح خیزان راست روز فتح و فیروزی

 

نوشته شده در یکشنبه 29 اسفند1389 ساعت 1:52 قبل از ظهر توسط مینا|

روزها از پی هم میروند

و این عمر ماست که میگذرد

این سخن را بارها شنیده ام

بله روزها میروند و میروند با اتفاقات بسیار

همراه با غم،همراه با شادی

روزهای من هم رفتند، روزهای پر غم و بغض سنگین گلویم

یک روز دلگیر و متنفر، یک روز منتظر و پر عشق

متنفر! دیگر متنفر نیستم،در واقع نبودم بلکه از دوست انتظار نداشتم

احساسی از دوستی باری دیگر در دلم جریان گرفته اما با شکلی متفاوت

بله! غم ها میروند اما ردپای همیشگی را بر دل میگذارند

دوست ندارم به آن روزها برگردم آنها را آن گوشه ی دل جا میگذارم تا برای همیشه خاک بخورند...

غم با تمام تلخی که دارد پر از تجربه است ...

و تجربه ی من از غم هایم اینست که:

 تنها دوست حقیقی ما انسانها فقط خداست

 این را میدانستم اما به درک روشنی از آن نرسیده بودم

 و حال این حقیقت را با تمام وجود درک میکنم

خدایا تو را هزاران بار شکر میکنم

این تنها کاری ست که از دستم بر می آید...

 

نوشته شده در شنبه 16 بهمن1389 ساعت 12:6 بعد از ظهر توسط مینا|

خانم میزبان:در گرد همای هایی خصوصی ، خانم میزبان میتواند غذا را برای مهمانانش قسمت کند و گوشت را سر سفره برش دهد. ولی در میهمانی های رسمی تر گوشت باید قبلا بریده و اماده شده باشد.

قابل توجه خانم ها:خداوند بشر را طوری افریده که به همان نسبت که به سنین عمرش اضافه می شود بینایی چشم هایش کم میشود تا وقتی در پیری خود را در ایینه نگاه میکند به خود بگوید: (عجیب است که من در تمام این سال ها هیچ تغییری نکرده ام)!

لبخند: با لبخند زندگی کنید،سلام کنید، تعارف کنید،پذیرایی کنید.بسیاری از مردم به این علت چهره ای غمگین داردند که فکر میکنند باید خوشبخت تر از انچه که هستند باشند.

میز غذا:در میهمانی های ÷ر جمعیت و شلوغ که که شام بطور ایستاده عرضه می شود میهمانان پس از صرف غذا باید به سرعت مبز غذا را ترک کنند تا سایرین بتوانند برای خودشان غذا بردارند.

معرفی: در میهمانی ها هیچ خانمی را برای معرفی نزد شوهرتان نبرید بلکه شوهرتان را نزد او بیاورید.مگر اینکه شوهرتان در مقام بسیار بالایی باشد و یا سن بسیار زیادی داشته باشد.

گل معطر:گل های معطر را با فاصله در گوشه و کنار منزل قرار دهید:شاید عده ای از میهمانان شما نسبت به بوهای تند حساسیت داشته باشند.

گل روی میز غذا: گل زیبای روی میز غذا باید ساقه کوتاه باشد تا جلوی دید میهمانان را نگیرد.همچنین باید از گل های غیر معطر استفاده کنید تا با بوی غذا امیخته نشود.

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 6 بهمن1389 ساعت 11:25 قبل از ظهر توسط مینا|

زبانم را نمی فهمی،نگاهم را نمی بینی

ز اشکم بی خبر ماندی و آهم را نمی بینی

سخنها خفته در چشمم، نگاهم صد زبان دارد

سیاه چشمی مگر طرز نگاهم را نمی بینی.....

 

نوشته شده در چهارشنبه 1 دی1389 ساعت 5:31 بعد از ظهر توسط مینا|

چشمان من به دیده ی او خیره مانده بود

جوشید عشق کهن در نگاه ما

اه!از ان صفای خدایی زبان دل

اشکی از ان نگاه نخستن گواه ما

نوشته شده در چهارشنبه 10 آذر1389 ساعت 5:22 بعد از ظهر توسط مینا|

 کاش وقتی ارزویی میکنیم 

کاش وقتی زندگی فرصت دهد

گاهی از پروانه ها یادی کنیم

کاش بخشی از زمان خویش را

وقف قسمت کردن شادی کنیم

کاش گاهی در مسیر زندگی

باری از دوش نگاهی کم کنیم

فاصله های میان خویش را

با خطوط دوستی مبهم کنیم

کاش وقتی آرزویی میکنیم

از دل شفاف مان هم رد شود

مرغ آمین هم از آنجا بگذرد

حرف های قلبمان را بشنود

 عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

دیر اومدی...

روزی با دسته گل میایی دیدنم . با یک نگاه مهربون . همون نگاهی که سالها ارزو داشتم ولی ازم دریغ میکردی . گریه میکنی و بهم میگی دلت برام تنگ شده ولی من فقط نگاهت میکنم . وقتی میری سنگ قبرم از اشکات خیس میشه

نوشته شده در یکشنبه 30 آبان1389 ساعت 6:46 بعد از ظهر توسط مینا|

سلام دوستان خوبین همه چه خبر؟من که خیلی وقته نبودم حالا هم که اومدم خیلی دلم گرفته.دوتا از شعرهای استاد قیصر امین پور رو گذاشتم(روحش شاد).....

اگر دل دلیل است

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده ایم
گواهى بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایى که نشمرده ایم!
دلى سر بلند و سرى سر به زیر
از این دست عمرى به سر برده ایم
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 یک رباعی


اي غم ، تو که هستي از کجا مي آيي؟
هر دم به هواي دل ما مي آيي

باز آي و قدم به روي چشمم بگذار
چون اشک به چشمم آشنا مي آيي!

 


 

نوشته شده در شنبه 22 آبان1389 ساعت 10:50 بعد از ظهر توسط مینا|


آخرين مطالب
» کلاغ ها
» راز خوشبختی در زندگی مشترک
» آیا میدانستید؟؟؟؟
» بهار
» خدایا شکر!
» آداب دعوت ومیهمانی
» نگاهم کن...
» .....
» نگاه
»

Design By : RoozGozar.com

Others